اجازه ندهید ترس باعث کاهش فروش شما شود

زیاد ی از موقعیت‌های فروش هم فروشنده و هم مشتری را در شرایط متقابلی قرار می‌دهد. این باعث ایجاد ترس و نگرانی می‌شود. در این مقاله چند استراتژی معرفی می‌کنیم تا از استرس مشتری زمان خرید بکاهید و هم استرس اقطعا لی خودتان از عدم موفق یت در فروش را از بین ببرید.
دلهره و ترس ‌های فروشندگان

FearofSelling اجازه ندهید ترس باعث کاهش فروش شما شود
کسب و کار اینترنتی

درآمد,راهنمای کسب درآمد میلیونی,کسب و کار اینترنتی,کسب درآمد اینترنتی,درآمد اینترنتی,کسب درآمد از اینترنت,کسب درآمد,زپو

ممکن است فروشنده تجربه ناخوشایندی از قدیم داشته باشد به همین دلیل با خود بگوید: «من اصلا در این زمینه بهتر نیستم».

بعد از چند بار«نه» شنیدن فروشنده عقب می‌کشد، کارش را ترک می‌کند یا کار دیگری انجام می‌دهد تا دیگر مجبور به تحمل این تجربه ناخوشایند نباشد و تصویر ذهنی‌اش از را نابود نکند. یکی از تاکتیک‌هایی که فروشندگان برتر برای غلبه بر این استرس ابداع کرده ‌اند این است که آن‌ها در ذهن‌شان خود را در حالی به عکس می‌کشند که در حال بستن قرارداد فروش هستند .

اگرچه ممکن است کمی دشوار باشد که درست بعد از شنیدن جواب بد این موضوع را به یاد بیاورید انجام دهید، ولی باید بدانید که فروشندگان موفق واقعا این کار را انجام می‌دهند.
ترس ‌های مشتریان

مشتری می‌ترس و نگرانی د که غلط ی مرتکب شود. به‌جهت چنانچه این مشتری، نماینده خرید یک مجموعه بزرگ باشد که در این صورت از انتقادهایی که ممکن است به تصمیم‌اش وارد شود وا تمام خواهد داشت. او می‌ترس د خدماتی که خریداری می‌کند آن چیزی نباشد که به او معرفی شده است یا می‌ترس د که کنترل خود را روی فرآیند خرید از دست بدهد. در نتیجه سال‌ها کلنجار رفتن با فروشندگانی که به صورت حرفه‌ای آموزش ندیده‌اند، مشتریان پایداری خاصی در مساوی فروش پیدا کرده ‌اند. این مورد به خصوص در مورد خدمات بزرگی مانند بیمه یا سرمایه‌گذاری صدق می‌کند. فروشندگان می بایست در انتظار مشتریانی باشند که تکنیک‌هایی جهت مواجهه با فشار وارده از طرف فروشندگان کسب کرده ‌اند تا بتوانند تصمیمات بهتری در زمینه خرید بگیرند. خریداران به دنبال ارضای نیازهای خود هستند نه نیاز فروشندگان.
زمانی که این دو ترس و نگرانی همزمان می‌شوند

در مد سنتی خرید و فروش، مشتری در آخرین دقایق قبل از بستن قرارداد فروش، بیشترین فشار را روی حس می‌کند. او به شدت گارد می‌گیرد و می‌خواهد بیشترین پایداری ممکن را از خود نشان دهد. او بیشترین ترس از تصمیم نادرست را در این لحظات احساس می‌کند. در همین زمان است که دلهره و ترس فروشنده از شنیدن جواب بد نیز در اوج قرار دارد. در این الگو استرس هر دو طرف به صورت همزمان در بیشترین حالت ممکن قرار دارد. به همین است که بیشتر فروشندگان در الگوی سنتی کمترین میزان بستن قرارداد را دارند.
الگوی سنتی فروش

الگوی سنتی حالتی متقابل دارد. این الگو به فروشنده اجازه می‌دهد تا فقط ۱۰ درصد از وقت ارتباط را به برقراری رابطه اختصاص دهد در حالی که ۲۰ درصد کامل را صرف سنجش صلاحیت مشتری و ۳۰ درصد را صرف معرفی محصول می‌کند. زمانی که به این میزان رسیدید، میزان معتدلانه ی از زمان خود را صرف بستن قرارداد خواهید کرد.

حال ما می‌خواهیم این مثلث فروش را برعکـس کنیم. این به آن دلیل نیست که این روش، نحوه ضعیفی جهت فروش می‌باشد. اینروش جهت اقلام ارزان قیمت خیلی خوب عمل می‌کند زیرا غلط در تصمیم‌گیری غلط بزرگی نخواهد بود.

مساله دیگری که در نوع سنتی فروش وجود دارد این است که فروشنده باید بسیار زیاد بیشتر از مشتری حرف نماید . افراد حرفه‌ای زمان کمی را صرف سوال از مشتری در مورد نیازهایشان می‌کنند، تازه اگر این کار را بکنند. متاسفانه اینروش بیشتر از هر شیوه دیگری مورد قبول فروشندگان واقع شده است.
الگوی فروش بر طبق نیازها

در این مـدل ۴۰ درصد اولیه شما صرف برقراری رابطه با مشتری و اعتمادسازی می‌شود. این کار می بایست با پرسشها ی فکر شده گوش کردن با دقت به پاسخ‌های مشتری انجام شود. سپس۳۰ درصد بعدی مکالمه را صرف شناسایی نیازها، دغدغه‌ها و اهداف مشتریان می‌کنید. بررسی شما از موقعیت و نیازهای مشتری طبیعتا به معرفی محصول مناسب خواهد انجامید. ۲۰ درصد بعدی زمان مکالمه را به بحث در مورد محصول همچنین راه‌حل در نظر گرفته شده بگذرانید. با رسیدن به این وهله ، بستن قرارداد کار آسان‌تری خواهد بود زیرا نتیجه راه‌حل این فرآیند است از آن‌جا که شما زمانی را صرف تحلیل دغدغه‌ها و نیازهای مشتری کردید، دلهره و ترس مشتریان از تصمیم به خرید کاملا از بین خواهد رفت. در این وهله ، استرس شما از شنیدن جواب بد نیز زیاد کم خواهد بود. در این الگو به وجود ارتباط، اعتماد این‌که مشتری می‌داند شما بر طبق نیازها، دغدغه‌ها و اهداف او رفتار کردید، نیز فروشنده هم مشتری آماده بستن قرارداد خواهند بود. در این الگو محصول موردنظر مانند وسیله نقلیه‌ای در نظر گرفته می‌شود که مشتری را از جایی که در آن حضـور دارد به جایی می‌برد که می‌خواهد در آن‌جا قرار داشته باشد.

در الگوی سنتی، فروشنده دائم به این فکر فرو می‌رود که «من می بایست چه چیزی به مشتری در مورد محصولم بگویم؟» در الگوی دوم فروشنده باید به سوالات ی فکر نماید که باید از مشتری بپرسد. او محدوده عملکرد شخصی خود را به محدوده شخصی مشتری تغییر می‌دهد. فروشنده در آن واحد یکی از بزرگترین موانع فروش و بستن قرارداد را نیز از بین برده است: مانعی به نام دلهره و ترس .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn
سوپروب close
خرید بک لینک