بررسی سینمایی ماشینی بودن/ ماشینی شدن

خوانش روانکاوانه فیلـم Ex Machina

80968979 5369168 بررسی سینمایی ماشینی بودن/ ماشینی شدن
دانلود فیلم ایرانی

ما در زمانه ای زندگی می­کنیم که بطور همیشگی و در هر لحظه در معرض پدیده های جدید تکنولوژی های نوین قرار می­گیریم. تکنولوژی هایی که به طرز فزاینده ای در زندگی مان نفوذ گسترش می­یابد بر افکار، گفتار، رفتارها و شیوه های زندگی ما تاثیر می­گذارد. این گسترش تکنولوژیک در همه حوزه های ارتباطی، صنعتی، پزشکی، مهندسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی … در حال شکل گیری تکامل روزافزون است. اما یکی از این صنایع حائز ارزش ، صنعت رباتیک است که گستره فرد د وسیع ی دارد؛ از مصارف خانگی گرفته تا کاربر د در کارخانجات عظیم. روبات ها یا به تعبیر دیگر هوش مصنوعی که روز به روز به پیشرفت و توسعه ادامه میدهد، یکی از تمایلات آرزوهای بشری است که از مدتها قبل ذهن او را به خود مشغول داشته: چه می شود اگر دستبعضی باشد که بطور اتوماتیک درها را باز بسته نماید ؟ چه می شود چنانچه اتومبیل ی باشد که بطور اتوماتیک دمای هوای خانه را کنترل تنظیم نماید ؟ چه می شود چنانچه اتومبیل ی باشد که بدون دخالت فیزیکی فرد حرکت نماید خودش مسیریابی نماید ؟ چه می شود اگر روبات آدم نمایی باشد که تمام کارهای خانه را انجام دهد؟ و … بسياري از این تصورات که زمانی غیرقابل دستیابی بوده اند اینک رنگ حقیقت یافته اند. ولی این گسترش تکنولوژیک وجه خطرناکی دارد: چه می شود چنانچه روزی هوش مصنوعی بر آدم غلبه نماید ؟ تصور بکنید روزی هوش مصنوعی آنقدر پیشرفت نماید که از آدم فراتر رود و او را تحت سلطه خود درآورد. همان گونه که ایلان ماسک می­گوید : « هوش مصنوعی بزرگترین تهدید علیه بشر خواهد بود». آزمون تورینگ نیز که یکی از مهمترین موارد مربوط به این حوزه است بر این امر تأکید دارد که اگر در گفتگو مصاحبت با یک اتومبیل فرق ی بین آن و آدم حس نشود – به عبارتی نتوان اتومبیل بودن آن را تشخیص داد – به معنای موفق یت آزمون تحقق هوش مصنوعی کامل است.
آلکس گارلند در نخستین فیلم دیدنی بلند خود به سراغ یکی از جنجالی ترین پدیده های تاریخ بشری، آزمون تورینگ رفته و با نگاهي مفرق به این مسئله پرداخته است. فیلم زیبا Ex Machina در ترجمه های مختلف ی به فرااتومبیل ، اکس ماکینا، اکس اتومبیل ا و … برگردانده شده که هر کدام از این تعابیر می­توانند کارکرد معنایی صحیحی در زمینه مورد بحث و تحلیل خود داشته باشند. اما نگارنده در این متن تلاش می­کند تا با به کارگیری اصل واژه Ex Machina (یا تلفظ فارسی آن اکس اتومبیل ا) از منظری روانکاوانه به معنای فیلم دیدنی عنوان آن بپردازد.
داخل مایه فیلم جذاب مدل توپوگرافیک ساختار روحی فروید
زیگموند فروید که به عنوان بنیانگذار علم روانکاوی یکی از تأثیرگذارترین چهره های قرن بیستم شناخته می شود ، اولین فردی بود که نظام ذهنی آدم را طبقه بندی کرد واژه «ناخودآگاه» را که پیش از او صرفا به عنوان بخشی از فرایندهای ذهن که موضوع تذکر بخش خودآگاه قرار ندارد می­دانستند، به مفهومی وسیع و یکی از نظام های سه گانه ذهن آدم ارتقاء داد.
۱- نظام خودآگاه (CS: Conscious System)
2- نظام پیش­آگاه (PCS: Pre-Conscious System)
3- نظام ناخودآگاه (UCS: Unconscious System)
ایده ها، افکار حس ات پنهان در ذهن آدم از نظر توپوگرافیک در نظام ناخودآگاه (UCS) قرار می­گیرد. جهت آن که وارد وهله پیش­آگاهي (PCS) و آگاهي (CS) شود می بایست از آزمون سانسور یا وهله سرکوب گذر نماید . که چنانچه در این امر موفق شود قابلیت ورود به ضمیر آگاه را خواهند یافت (پیش­آگاهی) اگر در آزمون سانسور این وهله هم خوب شود وارد ضمیر آگاه (CS) می­شود. این ایده ها، افکار و حس ات نهفته باید در نظام آبرخي تجلی گاه یا ابژه ای بیابند تا امکان ظهور بیابند، در غیر اینصورت در وهله پیش­آبعضی باقی مانده یا سرکوب شده به ضمیر ناخودآگاه وا پس رانده می شود . به عنوان مثال غریزه جنسی به عنوان یکی از تمایلات پنهان در ناخودآگاه تا زمانی که ابژه میل را در جهان بیرون نیابد امکان ظهور نمی­یابد، یا در پیش­آگاهي باقی می­ماند و یا از طریق ساز و کارهای سرکوب به ضمیر ناخودآگاه واپس رانده می شود و ممکن اسبت در قالب اضطراب روحی در سوژه (فرد) ظهور نماید . ولی ضمیر ناخودآگاه تنها اهمیت تمایلات نبوده و رویاها، خاطرات پنهان کودکی کنش های لغزشی (لغزش­های زبانی، تپق ها، غلط در یادآوری خاطرات …) را حاوی می شود . ولی در این متن مورد بحث آن دسته از تمایلات سرکوب شده ای است که راه نفوذ به سطح خودآبرخي را می­یابند. نفوذی که گاه می­تواند مسبب رخدادهای ناگواری گردد.
با نگاه به نماهای آغازین و پایانی فیلم دیدنی ، و دقت در تناظر معنادار آنها می­توان همین سیر حرکت از ناخودآگاه به خودآگاه را مشاهده نمود. گارلند با طرح مورد آزمون تورینگ تنها قصد به عکس کشیدن آینده هوش مصنوعی، اتومبیل ی شدن عواقب ناخوشایند آن را ندارد. بلکه تصویر اسفناکی از اتومبیل ی شدن آدم عصر حاضر به نمایش می­گذارد. در ابتدای فیلم جذاب شاهد تصاویر و انعکاس تصاویر (در شیشه ها) کارمندانی هستیم که بصورت اتومبیل وار کار می­کنند. هر کدام در اتاقک خود پشت سیسـتم نشسته و مشغول کار است، یا مدام به این طرف و آن طرف میروند. در ادامه با کلیب (دامنال گلیسون) ناتان (اسکار آیزاک) آشنا می­شویم. شخصیت هایی تنها، بدون قبلی ه هویتی، خانوادگی اجتماعی معین که در مکانی ایزوله برای انجام آزمون تورینگ با یکدیگر ملاقات می­کنند. ناتان دانشمند تنهایی است که در لابراتوار بزرگ خود فقط زندگی می­کند. و کلیب جوان نابغه ای است که دوست و خانواده ای ندارد، و به عنوان همکار ناتان در این آزمون به این لابراتوار آمده. این تصاویر، نمایش وضعیت مکانیکی اتومبیل ی داخلی شده ای است که در ناخودآگاه آدم ثبت شده است. آدم هایی که در ناخودآگاه به اتومبیل ی بدون حس و فاقد هویت معین تبدیل شده اند. اما طولی نمیکشد که فرد ایوا (آلیشیا ویکاندر) این وضعیت اتومبیل ی را به سطح خودآگاه می­رساند. زمانی که با شکست دادن ناتان، خالق خود، و نیز تحت تأثیر قرار دادن کلیب با سوء استفاده از حس ات جنسی اش از سد حصار پیرامون خود (همان ضمیر ناخودآگاه ذهن) می­گذرد و راهی جهان ی خارج می شود . ولی این میل ناخودآگاه به مفهومتلاش ایوا برای خارج ساختن وضعیت اتومبیل ی از ضمیر ناخودآگاه و ورودش به نظام خودآگاه، همان گونه که اشاره شد نیاز به ابژه ای در جهان ی بیرون دارد. ایوا این ابژه/ صورت را در کمدهای اتاق ناتان می­یابد. جهت خود پوسته ای آدم ی می­یابد. مواجهه ایوا با نقاب صورت که بر دیوار راهرو آویخته شده، مواجهه میل با ابژه در جهان ی بیرونی است. نیز اکنون ایوا با کشتن ناتان حبس کلیب، از آن محیط ایزوله خارج می شود . و با همان هلیکوپتری که کلیب را به اینجا آورده بود خارج می شود . در نمای پایانی انعکاس سایه های آدم هایی را می­بینیم که در یکی از معابر شهری مشغول رفت آمدند. ایوا جلوه گاه اتومبیل ی شدن آدم است که به سطح خودآگاه رسیده و آن آینده خطرناک گویی به وقوع پیوسته است. همان آینده ای که در ناخودآگاه حال ما جریان دارد و منتظر راه نفوذی است تا آثار مخرب خود را بر جای گذارد. حال با نگاه دوباره به عنوان فیلـم Ex Machina می­توان Ex را بصورت پیشوند دلالتگر وضعیت قبلی در زبان انگلیسی دانست. و Ex Machina را به نوعی اتومبیل ی شدن قبلی (در ناخودآگاه) معنا کرد. و از آنجایی که از لحاظ زیبا شناسی واژگان معادل فارسی مناسبی به نظر نمی­رسد، به همان Ex Machina (یا اکس اتومبیل ا) بسنده می­کنیم.
فرد شناسی فیلم دیدنی مدل ساختاری شخصیت فروید
بنا بر نظر فروید، شخصیت آدم از سه عنصر نهاد (اید)، خود (اگو) فراخود (سوپراگو) تشکیل یافته است.
نهاد (اید)، فقط مولفه شخصیت است که از بدو تولد حضـور دارد. این جنبه از شخصیت کاملاً‌ ناهشیار (ناخودآگاه) است حاوی غرایز رفتارهای ابتدایی می‌باشد. به عقیده فروید، نهاد منبع تمام انرژی‌های روحی است مولفه ابتدایی شخصیت است. نهاد، تحت تسلط اصل لذت است در صدد ارضاء آنی تمام تمایلات ، خواسته‌ها نیازهاست. چنانچه این نیازها فوراً برآورده نشوند، نتیجه‌اش اضطراب و تنش خواهد بود. با وجود این، ارضاء فوری این نیازها همواره عملی یا واقعگرایانه نیست. چنانچه ما کاملاً تحت تسلط اصل لذت باشیم، ممکن است به قاپیدن چیزهایی که می‌خواهیم از دست دیگران اقدام کنیم تا نیاز خود را برآورده سازیم. این نوع رفتار نیز از نظر اجتماعی غیرقابل پذیرش است هم نوعی رفتار ایذائی است.
خود (اگو)، آن مولفه از فرد است که بر طبق اصل واقعیت عمل می‌کند. به عقیده فروید، خود از نهاد به وجود می‌آید و باعث می‌شود که سائق‌های غریزی برآمده از نهاد بتوانند به شکل قابل قبول‌تری در جهان ی واقعی بیان گردند. اصل واقعیت، ویژگی ها و معایب یا خاصیت و ضرر هر اقدام را پیش از تصمیم‌گیری به انجام یا عدم انجام آن می‌سنجد. در بسياري موارد ، تمایلات نهاد قابل برآورده ساختن هستند امّا با تاخیر … خود، سرانجام به آن رفتار اجازه ظهور می‌دهد امّا در و محل مناسب. خود همچنین باعث تخلیه تنش‌های به وجود آمده ناشی از تمایلات برآورده نشده می‌باشد.
فراخود (سوپراگو) آن جنبه از شخصیت است که در بردارنده تمام ایده‌آل‌ها استانداردهای اخلاقی و داخلی است که ما از والدین و جامعه کسب می‌کنیم. فراخود روش قضاوت ماست. فراخود دو بخش است:
خودِ آرمانی: حاوی قواعد استانداردها جهت رفتارهای بهتر . این رفتارها حاوی رفتارهایی هستند که مورد تائید والدین و دیگر فرد ‌های بانفوذ می‌باشند. اطاعت از این قواعد به حس غرور، ارزش رضایت‌مندی می‌انجامد.
وجدان: حاوی اطلاعاتی در مورد چیزهایی که توسط والدین و جامعه، بد پنداشته می‌شوند. این رفتارها معمولا ممنوع هستند به پیامدهای بد، تنبیه، جریمه یا حس گناه منجر می‌شوند.
فراخود در جهت تکامل بخشیدن به رفتار عمل می‌کند. تمام تمایلات غیرقابل قبول نهاد را سرکوب می‌کند و تلاش می‌کند که باعث شود بر اساس استانداردهای آرمانی عمل نماید تا قواعد اصول واقعگرایانه . فراخود نیز در ذهن هشیار، در ذهن نیمه‌هشیار هم در ذهن ناهشیار دارد.
با توجه به تعاریف بالا به آسانی می‌توان دید که چه تعارضاتی ممکن است بین نهاد، خود فراخود به وجود آید. فروید از جمله «نیرومندی خود» برای اشاره به توانایی کارکردی خود، علیرغـم این نیروهای معارض، مصرف می‌کرد. فردی با «نیرومندی خود» مناسب قادر است این فشارها را به نحو تاثیر گذار ی مدیریت نماید . میزان خیلی زیاد «نیرومندی خود» باعث انعطاف پذیری زیاد و میزان زیاد کم «نیرومندی خود» باعث آشفتگی اختلال زیاد می­گردد. به عقیده فروید، کلید در اختیار داشتن شخصیت سالم، برقراری حفظ تعادل بین نهاد، خود فراخود است.
شخصیت های فیلم جالب در محل ایزوله لابراتوار که همان ساختار روحی آدم است، هر کدام نقش یکی از سه عنصر سازنده شخصیت ی او را ایفا می­کنند.
ناتان در نقش فراخود عمل می­کند. همان والد/ پدری است که این مجموعه را خلق کرده و بایستی ها و نبایستی هایی را جهت آن تعریف می­کند. در ابتدای ورود کلیب، قواعد زندگی در آنجا را جهت ش بازگو می­کند. «با دیگه گپ می­زنیم، می­خوریم، می­نوشیم مثل دو تا دوست . نه کارمند و کارفرما» در ادامه محل های مجاز و غیرمجاز را برای کلیب مرزبندی می­کند حتی قراردادی جهت امضاء به او می­دهد. از طرف دیگر ایوا دیگر اتومبیل های مجموعه را تحت مدیریت و کنترل قرار می­دهد. حتی به کلیب هشدار میدهد تا مراقب ارتباط با ایوا باشد.
ایوا در نقش نهاد عمل می نماید که منبع تمایلات خواسته های ناخودآگاه آدم است. تلاش می­کند از هر طریقی راه ارضاء تمایلات ش را که قرارگیری در قالب آدم خروج از لابراتوار است، بیابد. از طریق برقراری رابطه با کلیب تحت تأثیر قراردادن او. ایوا میداند که می­توان با تحریک حس ات جنسی و عاطفی کلیب در این امر خوب شود. پس های دیدنی می­پوشد و با کشیدن نقاشی دلبری از کلیب سعی دارد اعتماد او را جلب نماید و علیه ناتان (فراخود به عنوان علت سرکوبگر تمایلات ) بشوراندش. مواقعی که برق قطع می شود فرصت مناسبی است که در نبود نظارت فراخود، نهاد خواسته هایش را به (کلیب) حقنه نماید . نور سرخ و انعکاس تصاویر کلیب ایوا در یکدیگر، داخل محیط بسته شیشه ای، معادل بصری مناسبی است جهت نمایش همسان شدن خود نهاد، و غرق شدن در تمایلات نهاد. جایی که بستر عصیان خود علیه فراخود را فراهم می­کند.
کلیب در نقش عمل می­کند. خودی که تحت تأثیر خواسته های نهاد قرار گرفته و با عصیان در مساوی فراخود، و در جهت ارضاء تمایلات نهاد به خود ویرانگری میرسد. نگاه بکنید به این که چگونه نقشه شکست ناتان را میکشد در صحنه ای به آسیب می­رساند. در انتها و بعد از کشته شدن ناتان (فراخود کنترل کننده)، کلیب آن نیرومندی مناسب خود را نداشته و توان کنترل تمایلات ویرانگر ایوا را از دست می­دهد. در این وهله تمایلات سرکوب شده ایوا راه خود را به بیرون می­یابد اثرات ویرانگری به بار می­آورد. این اثرات همان هشدار ایلان ماسک را بار دیگر به یاد می­آورد «هوش مصنوعی بزرگترین تهدید علیه بشر خواهد بود». این تهدید درون خود ماست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خرید vps خرید vps ارزان خرید سرور مجازی خرید سرور مجازی ارزان خرید وی پی اس خرید وی پی اس ارزان خرید فیلترشکن خرید vpn خرید vpn ارزان خرید vpn خرید vpn
سوپروب close
خرید بک لینک